Verified

حمله ی گروهی

05:31 Apr 26 2016 Kabul, Afghanistan

Description (توضیحات)
حمیده چهارده سال دارد . اومکتب رفته و باسواد است . حمیده از ولایت کندز است ولی حالا در کابل زندگی می کند . او یک پسر کاکا دارد که در گذشته قربانی بچه بازی از سوی یک فرمانده محلی به نام فیض الله و چهار پسر او قرار گرفته است .یک روز ،این پسر کاکا حمیده می خواهد تا به خانه ی آن ها رفته وجزییات درج شده در پوش دوا را برای مادرش بخواند ؛ چون آن ها سواد خواندن نداشتتند . حمیده با اجازه ی مادرش به خانه ی پسر کاکایش رفت ، ولی آن جا به حمیده دوای بی هوشی می دهند . وقتی دو باره به هوش آمد ،خود را در خانی یافت که نمی دانست کجاست .همان شب ،فرمانده محلی وچهار پسرش به اتاقی که حمیده در آن نگهداری می شد آمدند . او را بستند و دو باره با استفاده از دارو ،بی هوش اش کردند . وقتی به هوش آمد ،متوجه شد که مورد تجازو گروهی قرار گرفته است . برای مدت شش روز ، به شکل متداوم به او تجاوز صورت گرفت . وقتی که می گریست یا فریاد می زد ،پسر کاکایش می گفت که اگر مقاومت کند . کشته می شود. فرمانده محلی به او گفت که به دلیل زبیایی او ،آن ها نتوانستند خود را کنترول کنند. او هم چنین در جریان و بعد از تجاوز ،مورد خشونت قرار گرفت . در همین حال ،خانواده ی او به پولیس شکایت در مورد دخترشان گزارش داده بودند . وقتی فرمانده محلی خبر شد که علیه او به پولیس شکایت شده است ، حمیده را به زور به ازدواج پسر کاکایش در آورد و گفت که او با اراده وخواست خود از خانه فرار کرده بود . پس از دریافت حمیده توسط خانواده اش ، او به دلیل جراحت شدید در شفاخانه بستری شد ، اما در آن جا متهم به زنا شده و بعد به زندان ولایت کندز فرستاده شد . وقتی دادگاه شد بررسی می کرد ،در آنجا نیز اتهام فرار از منزل و زنا بر او وارد شد. او خواستار تجدید نظر دادگاه شد و بعد از شش ماه ، وکیل مدافع او توانست پرونده اش را برای بررسی ،از کندز به کابل منتقل کند . با او پولیس کندز نیز هم کاری کرده . و او را به یک خانه ی امن که از سوی یک سارمان غیردولتی اداره می شد ، معرفی کرد .او از چگونگی برخورد پولیس با پرونده اش راضی بود اما میگوید سیستم عدلی قضایی او را از یک قربانی به مقصر تبدیل کرد . برای او یک وکیل مدافع جدید تعیین شده وجای بود وباش در یک خانه ی امن دادشده .پرونده ی او در حال حاضر تحت بررسی است حمیده می گوید . که به شدت احساس ناامیدی می کند . هر وقتی که می خواهر در مورد تجازو صحبت کند ، می گوید . او نمی تواند با دیگران صحبت کند . او مخواهد ازدواج اجباری او با پسرکاکایش منحل شده . وفرمانده محلی وپسرانش مجازات شوند .
Credibility: UP DOWN 0
Leave a Comment
Name:
Email:
Comments:
Security Code:
18 + 1 =

Additional Reports

گپ گویی در عقب من

04:00 Apr 25, 2016

Kabul, Afghanistan, 0 Kms

تهدید کردن

05:16 May 23, 2016

Kabul, Afghanistan, 0 Kms

چشم چرانی

10:10 May 23, 2016

Kabul, Afghanistan, 0 Kms

آزار و اذیت

05:57 May 31, 2016

Kabul, Afghanistan, 0 Kms

lsiefa a;dsfi

07:33 Apr 20, 2016

سر کوه آنتن, 1.15 Kms